خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ نوامبر 2009

آن وقت بود که سر و کله‌ی روباه پیدا شد. روباه گفت: -سلام. شهریار کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام. صداگفت: -من این‌جام، زیر درخت سیب… شهریار کوچولو گفت: -کی هستی تو؟ عجب خوشگلی! روباه گفت: -یک روباهم من. شهریار کوچولو گفت: -بیا با من بازی کن. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مجتمع فولاد هرمزگان

وقتي عكس رو توي عكس‌هاي همكارم كه از سايت گرفته شده بود ديدم، خيلي دلم مي‌خواست خودم اونجا بودم تا پرسوجوي بيشتري مي‌كردم و مي‌فهميدم واقعا چرا اينكار رو كردن! خودشون ظاهرا گفتن براي حمايت از مردم غزه لنگه كفش را آويزان كرده‌اند! گرچه من مطمئنم به خاطر همدردي نبوده! ولي خيلي دلم مي‌خواست همون علت سرگرميش [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.