قياس مضحك و غيرمنطقي!
!
در ايران هم از چنين قياسها و مثالهايي كه برگرفته از حديث و روايت است، در قالب كلام بسيار داريم!
در دنيا هم كم نيستند بزرگاني كه در طول عمر خود با تجربههايي مكرر جملاتي را به ديگران يادآور ميشوند.
ولي نكته اينجاست كه با علم و درك تمام اين جملات و تجربياتي كه ديگران از آن دم ميزنند، مگرنه اينكه بايد خود انسان به چراي آن برسد!
مگرنه اينكه كسي كه بايد به آن توجه كند، خودش در سن بلوغ است و طبيعتا بايد با شعور و انتخاب با افراد پيرامونش ارتباط برقرار كند!
اصل قضيه فراموش ميشود، انسان آزاد، در حد شعور نسبي خود رفتار ميكند و هرآنچه را از محيط پيرامون فرا ميگيرد به شكلي دلخواه خويش در رفتار ظاهر ميسازد!
مگرنه اينكه پيش از اينكه به جنسيت و زن يا مرد بودن توجه شود، بايد به انسان بودن توجه شود!
مگرنه اينكه دگير پوشش جسم ملاك نيست و پوشش روح و فكر بس سختتر است!
مگرنه اينكه گاهي همجنسان، خود بدتر از جنس مقابل ميشوند!
مگرنه اينكه ما براي آزمون و خطا آمدهايم!
مگرنه اينكه انسان عاري از خطا نيست! و با كسب شعور خطاهايش را تكرار نميكند!
مگرنه اينكه شعور در ميان انسانها نسبيست!
كاش ميشد فهميد چرا با همين شعور نسبي، گاهي بسياري خود را در مقامي چنان بالاتر فرض ميكنند كه تشخيص خوبي و بدي ديگران را خوب ميدانند و خود گاه به مراتب بسيار بدتر از بدها هستند!!
…
و اميد است هر كس خودش بتواند داناترين براي خود باشد.


واقعا که بیشرمی در این مرز و بوم بی حد و مرز شده.
سلام
کسی بنام شکوفه مرادی توی زندگی من هست که خیلی دوستش دارم، تصادفی بلاگ شمارو دیدم و بی نهایت چند جانبه غرق لذت شدم.
یه شعر از خودم تقدیمتون میکنم.
امشب تمام پنجره ها را گشوده ام
شاید تو از کنار یکیشان گذر کنی
من خیره مانده ام به همه برکه های آب
تا اینکه ماه من به یکیشان نظر کنی
…